"وقتی راه رفتن آموختی،دویدن بیاموز و دویدن که آموختی ،پرواز را.

راه رفتن بیاموز زیرا راههایی که می روی جزئی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند .دویدن بیاموز ،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی،دیر.

و پرواز را یاد بگیر نه برای این که از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم،دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از رفتن ، به من چیزی نگفتند،زیرا آن قدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند؛پلنگان دویدن را یادم ندادند ،زیرا آن قدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند ،زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند.

اما سنگی که در اشتیاق دویدن سوخته بود دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گِل بود از پرواز بسیار می دانست‌.

آن ها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معر فت.

راه رفتن را بیاموز زیرا هر روز می توانی از خودت تا خدا گام برداری .

دویدن را بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی.

و پرواز را یاد بگیر زیرا ناگزیر باید از خودت تا خدا پر بزنی."

کتاب دو روز مانده به پایان جهان-عرفان نظر آهاری

منبع : ARIA AFRANG |رفتن و دویدن و پرواز
برچسب ها : دویدن ,رفتن ,بودند ,بیاموز ,خودت ,اشتیاق ,بیاموز زیرا